تبلیغات
" بر و بچه های آمار(89) دانشگاه دامغان " - ای ساربان آهسته ران آرام جان گم کرده ام...

*به نام خدایی که آمار همه رو داره ولی لو نمیده*

ای ساربان آهسته ران آرام جان گم کرده ام...

کی این مطلبو گذاشته؟ :پریسا حیدری
کی؟:پنجشنبه 25 آبان 1391-01:16 ب.ظ

 

ای ساربان آهسته ران آرام جان گم کرده ام

آخر شده ماه حسین من میزبان گم کرده ام

 

در میکده بودم ولی بیرون شدم چون غافلین

ای وای ازین بی حاصلی عمر جوان گم کرده ام

 

پایان رسد شام سیه آید حبیب من ز ره

اما خدا حالم ببین من مهربان گم کرده ام

 

ای وای ازین غوغای دل از دلبرم هستم خجل

وقت سفر ماندم به گل من کاروان گم کرده ام

 

نعمت فراوان دادی ام منت به سر بنهادی ام

اما ببین نامردی ام صاحب زمان گم کرده ام

 

من عبد کوی عشقم و من شاه را گم کرده ام

آقا تو را گم کرده ام مولا تو را گم کرده ام

 

بنوشتم این نامه چنین با خون دل ای مه جبین

اما ببین بخت مرا نامه رسان گم کرده ام