تبلیغات
" بر و بچه های آمار(89) دانشگاه دامغان " - به نام خدایی که هی آفرید!

*به نام خدایی که آمار همه رو داره ولی لو نمیده*

به نام خدایی که هی آفرید!

کی این مطلبو گذاشته؟ :حمید نوری
کی؟:جمعه 10 آذر 1391-02:08 ب.ظ



خانم ناهید نوری :
به نام خدایی که زن آفرید / حکیمانه امثال ِ من آفرید
خدایی که اول تو را از لجن / و بعداً مرا از لجن آفرید !
برای من انواع گیسو و موی / برای تو قدری چمن آفرید !
مرا شکل طاووس کرد و تورا / شبیه بز و کرگدن آفرید !
به نام خدایی که اعجاز کرد / مرا مثل آهو ختن آفرید
تورا روز اول به همراه من / رها در بهشت عدن آفرید
ولی بعداً آمد و از روی لطف / مرا بی کس و بی وطن آفرید
خدایی که زیر سبیل شما / بلندگو به جای دهن آفرید !
وزیر و وکیل و رئیس ات نمود / مرا خانه داری خفن آفرید
برای تو یک عالمه کِیْسِ خوب / شراره ، پری ، نسترن آفرید
برای من اما فقط یک نفر / براد پیت من را حَسَنْ آفرید !
برایم لباس عروسی کشید / و عمری مرا در کفن آفرید
به نام خدایی که سهم تو را / مساوی تر از سهم من آفرید




پاسخ  از نادر جدیدی :
به ‌نام خداوند مردآفرین / که بر حسن صنعش هزار آفرین
خدایی که از گِل مرا خلق کرد / چنین عاقل و بالغ و نازنین
خدایی که مردی چو من آفرید / و شد نام وی احسن‌الخالقین
پس از آفرینش به من هدیه داد / مکانی درون بهشت برین
خدایی که از بس مرا خوب ساخت / ندارم نیازی به لاک، همچنین
رژ و ریمل و خط چشم و کرم / تو زیبایی‌ام را طبیعی ببین
دماغ و فک و گونه‌ام کار اوست / نه کار پزشک و پروتز، همین !
نداده مرا عشوه و مکر و ناز / نداده دم مشک من اشک و فین!
مرا ساده و بی‌ریا آفرید / جدا از حسادت و بی‌خشم و کین
زنی از همین سادگی سود برد / به من گفت از آن سیب قرمز بچین
من ساده چیدم از آن تک‌ درخت / و دادم به او سیب چون انگبین
چو وارد نبودم به دوز و کلک / من افتادم از آسمان بر زمین
و البته در این مرا پند بود / که ای مرد پاکیزه و مه‌جبین
تو حرف زنان را از آن گوش گیر / و بیرون بده حرفشان را از این
که زن از همان بدو پیدایش‌ات / نشسته مداوم تو را در کمین !
 

شعر طنز سعید نوری



 

از هاله ی نورتان بلا دور

دیر آمده ای رئیس جمهور

 

این واقعه ی مبارکی نیست

سی سال زمان اندکی نیست

 

سی سال بدون مهرورزی

دزدی ز ذخیره های ارزی

 

سی سال فساد و بد حجابی

شش دولت ضد انقلابی

 

سی سال شکاف بین مردم

محرومیت از جومونگ و یانگوم

 

سی سال رواج ماهواره

دانشجوهای بی ستاره

 

سی سال تورم نجومی

تکثیر توالت عمومی

 

می رقصد صدق بر سر دار

سی سال دروغ بی نمودار

 

سی سال بدون هاله ی نور

دیر آمده ای رئیس جمهور

 

البته شما کمی کرم کن

از این همه چار سال کم کن

 ***

دیر آمده ای ولی زمان هست

روسیه و چین مهربان هست

 

نیروی عزیز انتظامی

راه و روش سعید امامی

 

بازوی بسیجی دلاور

صدیق ترین وزیر کشور

 

 در ضمن دعای خیر مردم

حتی همه ی مراجع قم

 

این ها همه یاور تو هستند

از جام صداقت تو مستند

 ***

 آدم به خدا نیاز دارد

عالم به شما نیاز دارد

 

پیغمبر صلح و عشق و مستی

در هر دو جهان فقط تو هستی

 

اعمال شما پر از اصول است

الگوی شما جهان شمول است

 

البته چهار تا منافق

چون «موسوی» و جناب «ناطق»

 

هستند که کارشان تمام است

اموال تمامشان حرام است

 

این ها همه دشمن تو هستند

دل های ائمه را شکستند

 

هویی بکشی کسی نماند

فوتی بکنی خسی نماند

 

از سبز بدم می آید آقا

از ریشه بکن درخت ها را

 

ایمان با سبز منحرف شد

در دیر نفاق معتکف شد

 

آن عده که شال سبز بستند

شیطان صفتان بت پرستند

 ***

تا چند تسامح و تساهل

تا کی گره  حجا ب ها شل؟

 

 تا چند میان کوی و برزن

سر خوردن چادر از سر زن؟

 

اصلاً به چه علتی زنان هم

داخل بشوند توی آدم؟

 

با بیکاری جدال داریم

ما مشکل اشتغال داریم

 

زن ها بروند توی منزل

مردان همه می شوند شاغل

 

تا چند تحمل هنرمند

بزغاله ی نا سپاس تا چند؟

 

اخراجی ها ی دو هنر نیست؟

«سرشار» هنر چو « رهگذر » کیست؟

 

وقتی هنری اصیل باشد

خلاقش از این قبیل باشد

 

بزغاله چرا؟ بزرگوارند

روشن فکران ماندگارند

 

ای حامی ملت سلحشور

دیر آمده ای رئیس جمهور

 

دیر آمده ای ولی غمی نیست

تا آخر عمر وقت باقی ست

 

مادام العمر رهبری کن

با حاج « چاوز » برابری کن

 ***

 در خاتمه از دلم بگویم

از درد مفاصلم بگویم:

 

عشق تو چنان به استخوان زد

کش بدتر از آن نمی توان زد

 

 صد قافله دل فدای چشمت

پیچید به سر هوای چشمت

 

از عشق تو تازه شد وجودم

انگار که پیش از این نبودم

 

هر چند که دل به من ندادی

حتی تراول به من ندادی

 

محمود جهان تویی حبیبم

از برگ سهام بی نصیبم

 

لبخند بزن که بی قرارم

یک مسکن مهر هم ندارم

 

عمریست که در سرم تو بودی

ای کاش که همسرم تو بودی!