تبلیغات
" بر و بچه های آمار(89) دانشگاه دامغان " - مادرم روزت مبارک

*به نام خدایی که آمار همه رو داره ولی لو نمیده*

مادرم روزت مبارک

کی این مطلبو گذاشته؟ :حمید نوری
کی؟:یکشنبه 31 فروردین 1393-01:23 ق.ظ

گاهی اوقات یک دستت درد نکند با ذوق و شوق قشنگتر از رنگ و لعاب هزار کادوی بی روح چینی است و اصلا یادمان می رود اصل مطلب " مادر" بوده نه کادو ...
هرچقدر هم که بالغ و بزرگ باشیم  همان کودک بازیگوش و کارخراب کن و احیانا جاسوس پدر در نظرت جلوه می کنیم _ چه هروقت که از خانه بیرون می روم به دلشوره می افتی _ 
مادرم در اینجا در این کره خاکی هدیه ای که لایق دست های پینه بسته ات باشند را نمی یابم
نمی دانم شاید هنوز کودکم و کم حوصله ... شایدم...
مادرم می دانم آنی نشدم که باید ولی ...
ولی آنقدر به شانه هایت اعتماد دارم که کور به عصایش و گمشده ی در بیابان به ستاره
معنی اعتماد به نفس را آن زمانی که شروع به راه رفتن کردم تو به من
معرفت را آن زمانی  که من بروی پاهایت خواب و تو بیدار بودی تو به من
احساس امنیت را در زمان ترس های کودکانه تو به من
احساس غرور و سربلندی را 
حس مسولیت را
از خود گذشتگی را و... از همه زیباتر " عشق " را تو به من هدیه کردی حالا انتظار داری با چه هدیه ای از تو تشکر کنم؟ _ چه انتظاری هم نداری _
مادرم از جوانیت گذشتی که جوانی من را ببینی چه من در اوج جوانی طاقت دیدن چین و چروک  دست ها و پیشانیت را ندارم... شاید هنوز کودکم...آری
مادرم همانگونه که از تو اعتماد را آموختم همانطور که حس مسولیت را و از خودگذشتگی را با 
تمام غروری که به من هدیه دادی و از روی معرفت و شناخت نه از سر عادت و سنت چنان با
"عشق" فریاد می زنم " دوستت دارم " که در این روزگار ترس و وحشت شاید شاید احساس
امنیتی را که به من هدیه دادی را انعکاس دهم تا شاید خنده ات بدرقه ی راهی باشد که بتوان با آن راه به جایی رساند که نامش را آدمیان  " بهشت " گذارده اند.
مادرم روزت مبارک.





نوع مطلب : مناسبت روز